سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

280

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مرد مىباشد نه مطلق درخواست‌هاى وى چه آنكه حوائج و مقاصدى كه به استمتاع تعلّقى ندارند روا نمودن آنها و انجام داد نشان بر زن واجب نمىباشد . سپس در تعقيب [ او تغيّر عادتها فى ادبها معه قولا ] ميفرمايند : تغيير عادت از حيث قول مثل اينكه هميشه با كلامى نرم به وى جواب مىداد اكنون در پاسخ شوهر وى را با سخنى خشن و درشت مجاب مىنمايد يا قبلا وقتى با وى صحبت مىكرد روى خويش را به او مىنمود و حالا در وقت تكلّم پشت خود را بوى كرده و صورتش را از وى گردانده و جواب او را مىدهد . و سپس در دنبال [ او فعلا ] مىفرماين : تغيير عادت از حيث فعل مثل اينكه قبلا زن در حق مرد لطف خاصّى داشته و پيوسته با گشاده روئى با او مواجه مىشد ولى اكنون از وى اعراض داشته و همواره عبوس و گرفته مىباشد . قوله : و اصله الارتفاع : يعنى نشوز در لغت به معناى ارتفاع و برترى جستن مىباشد . قوله : و هو هنا : ضمير [ هو ] به نشوز راجع بوده و مشار اليه [ هنا ] اصطلاح در باب نكاح است . قوله : و طاعته : ضمير در [ طاعته ] به [ الآخر ] راجعست و اين كلمه معطوفست به [ حقّ الآخر ] . قوله : لانّه بالخروج يتعالى عما اوجب اللّه عليه من الطاعة : ضمير در [ لانّه ] به احد الزّوجين راجع بوده و مقصود از كلمه [ بالخروج ] خروج از طاعت و دستور الهى است و كلمه [ يتعالى ] به معناى يرتفع